روايات شريفه حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (ارواحنا فداه) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگيهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد، و طبق بيان روايات، در سطح جهانى نبردى سخت بين روميان (غربيها) و بين تركان و يا هواداران آنها كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آيد، تا جائيكه به جنگ جهانى منجر مى گردد. اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى عليه السلام در ايران و يمن تشكيل خواهد شد، كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تأسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سر انجام در آن پيروز مى گردند. و اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت، با عنوان سيد خراسانى، رهبر سياسى و شعيب بن صالح، رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفاء خواهند نمود. اما ياران يمنى وى، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سازمان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز بوجود مى آيد همكارى مى نمايند. علت بوجود آمدن اين خلاء سياسى حجاز اين است كه شاه نابخردى از خاندان فلان! كه آخرين پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و بر سر جانشينى او اختلاف بوجود مى آيد به گونه اى كه اين اختلاف تا ظهور مهدى (ع) ادامه خواهد يافت. "آنگاه كه مرگ عبدالله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچ كس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابو بصير مى گويد: پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود : هرگز. " واين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه (عبداله) منجر به كشمكش بين قبيله حجاز مى شود. "از جمله نشانه هاى ظهور، حادثه اى است كه بين دو حرم (مكه ومدينه) رخ مى دهد . عرض كردم: چه حادثه اى اتفاق مى افتد؟ فرمود: تعصب قبيله اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان! پانزده تن از سران وشخصيتهاى قبيله مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد. "در اين هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى (ع) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى شود. "سيف بن عميره گفت: نزد ابو جعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت: اى سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابو طالب را مى خواند. گفتم : فدايت شوم اى امير مؤمنان، اين سخن را روايت مى كنيد ؟ گفت : آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست او است آن را با گوش خود شنيدم. گفتم : اى امير مؤمنان، من تا كنون چنين حديثى از كسى نشنيده ام! گفت: اى سيف، اين سخن حق است، زمانيكه آن أمر واقع مى شود، نخستين كسى كه اجابت نمايد ما هستيم، مگر نه اين است كه آن ندا، مردى از عمو زادگان ما را مى خواند؟ گفتم: آيا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آرى اى سيف، چنانچه اين روايت را از ابو جعفر محمد بن على امام باقر نشنيده بودم، اگر تمام مردم روى زمين برايم مى گفتند نمى پذيرفتم، اما او محمد بن على امام باقر (ع) است." طبق روايات پس از اين نداى آسمانى، حضرت مهدى (ع) به طور سرى با برخى از ياران و هواداران خود ارتباط بر قرار مى نمايد. درباره آن بزرگوار، در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده، و نام وى زبانزد همگان گشته، و محبتش در دلها جاى مى گيرد. دشمنان وى از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده، و از اين رو براى دست يافتن به او به تلاش و كوشش مى پردازند. در ميان مردم شايع مى شود كه آن حضرت در مدينه منوره اقامت گزيده، و حكومت حجاز يا نيروهاى خارجى جهت كنترل اوضاع داخلى حجاز، و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفيانى را از سوريه به يارى مى طلبند. اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير مى كنند. بسيارى از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مى افكنند. سفيانى، دسته ای از نيروهاى خود را روانه مدينه مى كند و آنها مردى را در آنجا بقتل مى رسانند و مهدى و منصور از آنجا مى گريزند، و از اولاد پيامبر صلى الله عليه و آله كوچك و بزرگ آنان دستگير شده به گونه اى كه هيچ كس نمى ماند جز اين كه دستگير وزندانى مى گردد، نيروهاى سفيانى در تعقيب آن دو مرد از شهر بيرون مى آيند و حضرت مهدى (ع) همانند حضرت موسى عليه السلام، از آنجا خارج شده و رهسپار مكه مى گردد." سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضى از ياران خود تماس مى گيرد، تا اين كه قيام و حركت مقدس خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى كند. آنگاه نخستين سخنرانى خود را براى مردم مكه ايراد مى فرمايد، كه دشمنان وى سعى در ترور آن حضرت دارند، اما ياران آن حضرت با در ميان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته، و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مكه تسلط مى يابند. و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى عليه السلام پيام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى كند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند، تا معجزه اى كه جد گرامى اش حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله وعده فرموده، و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى بزمين است كه براى در هم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند، به وقوع پيوندد . اما پس از اندك زمانى، معجزه وعده داده شده در مورد سپاه سفيانى كه در مسير مكه به حركت در آمده اتفاق مى افتد. "چون [سپاه سفيانى] به بيابان مدينه مى رسد خداوند آنها را در زمين فرو مى برد، و اين مصداق فرموده خداى بزرگ است كه فرمود: "و اگر تو اى پيامبر سختى حال تبهكاران را مشاهده كنى آنگاه كه ترسان و هراسان گشته و هيچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مكانى نزديك گرفتار شوند" همينكه به بيابان مى رسند به زمين فرو مى روند و كسانى كه پيشاپيش رفته اند باز مى گردند تا ببينند آن قوم چه كردند كه خود نيز به سرنوشت آنان دچار مى شوند و عقب ماندگان نيز از راه رسيده و به آنها مى پيوندند كه جوياى حال آنان شوند، به همين بلا گرفتار مى شوند." آن حضرت پس از اين معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مى گردد، و پس از نبردى با نيروهاى دشمن، مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته، آنگاه با آزاد سازى دو حرم مكه و مدينه، فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى يابد. برخى از روايات خاطر نشان مى سازد كه آن حضرت، پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مى شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح بر مى خورد آنان با وى بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى پردازند كه سر انجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى يابند. سپس امام (ع) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروهكهاى متعدد شورشى آنها را شكست داده و به قتل مى رساند. آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مى دهد، و بدين سان، يمن، حجاز، ايران، عراق و كشورهاى خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروائى آن حضرت در مى آيد.
روايات ياد آور اين معناست كه نخستين جنگى را كه حضرت مهدى (ع) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با تركان است: "اول لواء يعقده يبعثه إلى الترك فيهزمهم" نخستين سپاهى كه حضرت مهدى (ع) تشكيل مى دهد لشكرى است كه به سوى تركها گسيل داشته و آنها را شكست مى دهد. و ظاهرا مقصود از تركان، روس ها است كه بعد از جنگ جهانى با روميان يعنى غربيها ضعيف وناتوان مى شوند. و امام (ع) پس از تجهيز، سپاه بزرگ قومش را راهى قدس مى گرداند، در اين هنگام سفيانى در برابر آن حضرت عقب نشينى مى كند تا اين كه لشكريان حضرت مهدى (ع) در "مرج عذراء" نزديك دمشق فرود مى آيند، و گفتگو و مذاكراتى ميان آن بزرگوار و سفيانى انجام مى پزيرد، اما موضع سفيانى در مقابل آن حضرت ضعيف است بخصوص كه موج گسترده مردمى به آن حضرت گرايش پيدا مى كنند. به گونه اى كه روايات نشان مى دهد، سفيانى مى خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حاميان يهودى ورومى وى و دستيارانش او را سرزنش مى كنند. آنها با بسيج نيروهاى خود با امام (ع) وسپاه وى درگير نبردى بزرگ مى شوند، نبردى كه محورهاى ساحلى آن، از عكا در فلسطين گرفته تا انطاكيه در تركيه و در داخل از طبريه تا دمشق و قدس را فرا مى گيرد. در اين هنگام خشم الهى برنيروهاى سفيانى ويهودى و رومى فرود آمده وبه دست مسلمانان كشته مى شوند، به گونه اى كه اگر يكى از آنان در پشت صخره اى پنهان شود، آن صخره بانگ بر آورد: اى مسلمان، در اينجا فردى يهودى مخفى شده او را هلاك كن. در اين لحظه ظفر و يارى خداوند بر امام مهدى (ع) و مسلمانان به ارمغان آمده پيروزمندانه وارد قدس مى گردند. غربيان مسيحى به طور ناگهانى مواجه با شكست يهوديان و نيروهاى پيشتيبان آنها به دست با كفايت آن حضرت مى شوند، از اين رو آتش خشم آنان بر افروخته شده وعليه امام (ع) اعلان جنگ مى دهند. ولى ناگاه حضرت مسيح عليه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خويش جهانيان و بويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى دهد. فرود آمدن حضرت مسيح (ع) براى جهان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد. به نظر مى رسد كه حضرت مسيح (ع) ميان حضرت مهدى (ع) وغربى ها وساطت نموده، قرار داد صلحى به مدت هفت سال بين دو طرف بسته مى شود. "بين شما وروميان چهار پيمان صلح بر قرار مى شود كه جهارمين آنها به دست مردى از (خاندان) هرقل، انجام مى پزيرد و هفت سال به طول مى انجامد. مردى از عبد القيس به نام "مستور بن غيلان" پرسيد : اى پيامبر خدا پيشواى مردم در آن روز چه كسى خواهد بود؟ فرمود : مهدى از فرزندانم، كه مردى چهل ساله بنظر مى رسد، چهره اش چون ستاره تابان مى درخشد، بر گونه راست او خالى وجود دارد، ودر حالى كه دو قباى قطوانى به تن دارد همچنون مردان بنى اسرائيل جلوه مى كند، وى گنجينه هاى زمين را استخراج نموده و شهرى شرك آلود را آزاد مى سازد."
آنگونه كه در بعضى روايات آمده غربى ها پس از دو سال پيمان صلح را مى شكنند. شايد انگيزه اين پيمان شكنى، ترس و وحشتى است كه حضرت مسيح (ع) در اثر ايجاد موج همبستگى مردمى در بين ملتهاى آنان بوجود مى آورد. بسيارى از غربيها به آئين اسلام گرويده و حضرت مهدى (ع) را مورد حمايت و تأييد خويش قرار مى دهند. لذا روميان در يك هجوم نا گهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مى آورند. "آنگاه با شما پيمان شكنى نموده و با ارتشى متشكل از هشتاد لشكر و هر لشكر دوازده هزار سرباز به سوى شما گسيل مى شوند" ونيروهاى اسلام روياروى آنان قرار گرفته و حضرت مسيح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (ع) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گزارد. نبرد با روميان (غربيه) در همان محورهاى نبرد آزادى قدس، از عكا تا انطاكيه، و از دمشق تا قدس روى خواهد داد كه شكستى سخت متوجه روميان و پيروزى بزرگ و آشكارى نصيب مسلمانان مى گردد. پس از اين كارزار دروازه هاى پيروزى جهت فتح نمودن اروپا وغرب مسيحيت، به روى آن حضرت گشوده مى شود. و ظاهرا بسيارى از كشورها به وسيله انقلاب ملتهاى خودشان فتح مى گردد، چرا كه ملتها حكومتهاى خود را كه مخالف حضرت مهدى و مسيح عليهما السلام است سرنگون ساخته و حكومتهاى طرفدار آن حضرت را بر پا مى دارند. بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و در آمدن آن تحت فرمانروائى آن حضرت، و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح عليه السلام رحلت نموده و حضرت مهدى (ع) و مسلمانان بر پيكر او نماز مى گزارند، وآنطور كه روايات مى گويد، امام عليه السلام مراسم دفن ونماز خواندن بر بدن وى را آشكارا در حضور مردم انجام مى دهد، تا همچنون بار اول در باره او سخن ناروا نگويند، سپس پيكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مادرش مريم صديقه عليها سلام كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مى سپارد.
پس از فتح جهان توسط آن حضرت و يكپارچگى تمام دولتهاى جهان به صورت يك حكومت اسلامى، امام (ع) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملتهاى جهان اقدام مى كند، و براى تعالى بخشيدن و شكوفائى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ ودانش، و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى كوشد طبق برخى روايات، ميزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بردانش مردم اضافه مى كند، به نسبت 25 به 2 است، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد. هم چنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بلكه مرحله گشوده شدن درهاى عالم غيب به روى اين جهان مادى ما آغاز مى گردد، كه انسانهائى از بهشت به زمين مى آيند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود. و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شمارى از پيامبران و امامان عليهم السلام به زمين باز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروايى خواهند نمود. و اين امر از نشانه هاى رستاخيز و مقدمات آن مى باشد. به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (ع) جامعه بشرى به آن دست مى يابد، دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند، استفاده مى كند. از اين رو در جهان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فريبكارى هاى او را باور مى كنند، اما حضرت مهدى (ع) نيرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى بخشد. اين بود دورنمائى كلى از حركت وانقلاب جهانى حضرت مهدى موعود (ع).
اما روزگارى كه اين حوادث در آن رخ مى دهد، آشكارترين نشانه ها و رويدادهاى آن از زبان روايات چنين است: نخست فتنه اى است كه بر امت اسلامى پيش مى آيد و روايات، آن را آخرين و سخت ترين فتنه هاى توصيف مى كند كه بر آنان وارد شده وبا ظهور امام (ع) بر طرف مى گردد. نكته قابل اين است كه تمام ويژگيهاى كلى و مشروح اين آشوب با فتنه و سلطه غربى ها و نيز كشورهاى شرقى هم پيمان با آنان در آغاز اين قرن، تطبيق مى كند چه اين كه اين آشوب سراسر ممالك اسلامى و تمام خانواده آنان را در بر مى گيرد. "خانه اى وجود ندارد مگر اين كه آن فتنه داخل آن شده و هيچ مسلمانى نمى ماند مگر اين كه مورد آسيب آن واقع مى شود." "ملت هاى كافر بر كشورهاى مسلمانان هجوم مى آورند، آنگونه كه گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگين حمله مى كنند." "به هنگام فتنه و آشوب گروهى از غرب و گروهى از شرق آمده و بر امت من حكمرانى كنند." اين فتنه از سرزمين شام، سرزمينى كه دشمنان ما سلطه گرى استعمارى سياه خويش را از آنجا آغاز نموده، وآن را كانون پرتو افكن تمدن من نامند شروع مى شود در نتيجه آشوبى به پا مى شود كه در زبان روايات به "فتنه فلسطين" از آن ياد شده، آشوبى كه كشور شام در اثر آن، هم چون آب درون مشك به هم مى خورد. "چون فتنه فلسطين بر پا شود منطقه شام دچار آشفتگى ونابسامانى گردد، مانند بهم خوردن آب در مشك، و آنگاه كه زمان پايانش فرا رسد پايان يافته و اندكى از شما پشيمان مى شويد. " روايات، نسل ها و فرزندان مسلمانان را بدين گونه توصيف مى كند: كه آنان با فرهنگ اين فتنه و آشوب نشو و نما مى كنند به گونه اى كه از ديگر فرهنگ ها بى اطلاع مى مانند. وفرمانروايان ستمگرى كه با احكام كفر و هوا و هوس بر مسلمانان حكمرانى نموده و آنان را با بدترين وضعى شكنجه مى دهند. احاديث شريف، به وجود آورندگان اين آشوب را روميان (غربيها) و تركان كه ظاهرا مراد از آنان (روسيه) باشند، نام برده، و آنگاه كه حوادث بزرگى در سال ظهور حضرت مهدى (ع) رخ مى دهد، آنان نيروهاى خود را در رمله فلسطين و در انطاكيه در ساحل تركيه سوريه ودر جزيره، واقع در مرزهاى سوريه عراق تركيه، مستقر مى سازند. "زمانيكه روم ترك (روسيه و غرب) عليه شما شورش و با يكديگر نيز مخالفت و كشمكش مى نمايند و جنگ و درگيرى ها در جهان رو به افزايش مى رود، هواداران تركان، جهت استقرار در جزيره و خوارج روم به انگيزه فرود آمدن در رمله به حركت در مى آيند" هم چنين در روايات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ايران خواهد بود. " نقطه آغاز ظهور او از سوى مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفيانى خروج مى كند. "يعنى، آغاز مقدمات و زمينه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسى ، ياران درفش هاى سياه انجام پذيرفته و نهضت آنان به دست مردى از قم به وجود مى آيد "مردى از قم قيام نموده ومردم را به حق دعوت مى نمايد. گروهى كه گرد او جمع مى شوند، دلهاشان چون پاره هاى آهن محكم واستوار است و آنچنان نستوه اند كه از تندبادها و طوفانهاى كارزار نمى هراسند، واز نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتى به دل راه نمى دهند، و همواره توكل و اتكاء آنها به خدواند است و فرجام نيكو از آن تقوا پيشگان خواهد بود. آنان پس از بپا خاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) مى خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند، اما آنان بر اين امر اصرار دارند. حق را مى جويند، به آنان سپرده نمى شود، بار ديگر خواستار آن مى شوند ديگر بار نيز سپرده نمى گردد، با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه ادامه مى دهند تا خواسته آنها را عملى مى نمايند ولى اين بار اينان نمى پذيرند، تا اين كه قيام نموده و پرچم نهضت را به دست صاحب شما يعنى حضرت مهدى (ع) مى سپارند، و كشته هاى آنان شهيدان راه حق هستند" و به گفته روايات آنها سر انجام در جنگ طولانى خود پيروز گشته و دو شخصيتى که وعده داده شده در بيان آنان ظاهر مى شوند. كه يكى خراسانى بعنوان فقيه و مرجع، يا رهبر سياسى، و ديگرى شعيب بن صالح كه جوانى گندم گون، باريش كم پشت از اهالى رى، مى باشد به عنوان فرمانده نظامى مى باشد. با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدى(ع)، با نيروهاى خود در نهضت آن حضرت شركت مى نمايند، و شعيب بن صالح به سمت فرماندهى كل قواى حضرت مهدى (ع) نائل مى گردد.
هم چنين روايات از حركتى ياد مى كند كه در سوريه توسط "عثمان سفيانى" كه از هواداران روميان و هم پيمان با يهود است بر پا شده و وى سوريه واردن را يك پارچه در قلمرو حكومت خويش در مى آورد. "خروج سفيانى امرى حتمى است كه از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول مى انجامد. شش ماه آن را به جنگ و كشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنچ منطقه، نه ماه كامل بر آن مناطق فرمانروائى مى كند. طبق گفته روايات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوريه واردن، احتمالا لبنان را نيز در بر مى گيرد. اين وحدت ناميمونى است كه توسط سفيانى در كشور شام به وجود مى آيد، زيرا كه هدف آن ايجاد يك خط دفاعى (عربى) از اسرائيل، و پايگاهى براى روياروئى با ايرانيان و زمينه سازان حكومت حضرت مهدى (ع) مى باشد. از اين رو سفيانى اقدام به اشغال وتصرف عراق نموده و نيروهاى وى وارد عراق مى گردند. " او تعداد يكصد وسى هزار نيرو را به كوفه اعزام مى نمايد و آنها در محلى بنام "روحاء" و "فاروق" فرود مى آيند، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه كوفه شده ودر محل مقبره حضرت هود (ع) در نخيله منزل مى كنند ، و گويا من سفيانى را مى بينم كه در كوفه و در زمينهاى پهناور وسر سبز شما رحل اقامت افكنده و منادى او بانگ بر مى آورد كه هر فردى سر شيعه على را بياورد هزار درهم به او داده مى شود، در اين هنگام است كه همسايه به همسايه اش حمله ور شده ومى گويد اين شخص از زمره آنان است. " آنگاه سفيانى را به پر كردن خلا سياسى كه در حجاز بوجود آمد وادار مى نمايند و براى مبارزه و نابودى حكومت حضرت مهدى (ع) كه زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مكه دارند، حكومت سفيانى را تقويت مى نمايند. از اين رو سفيانى سپاه خود را به حجاز گسيل داشته ونيروهايش با ورود به شهر مدينه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مكه مى نمايند، جائى كه حضرت مهدى (ع) نهضت خويش را از آن مكان آغاز نموده است، پس از آن معجزه اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد سپاه سفيانى قبل از رسيدن به مكه وعده داده است، يعنى فرو رفتن به زمين، رخ خواهد داد. " پناهنده اى به خانه پناه مى برد، آنگاه سپاهى به سوى او فرستاده مى شود، همين كه به بيابان مدينه مى رسند در زمين فرو مى روند. " پس از آن سفيانى بعد از شكست از ايرانيان و يمنى ها در عراق، و شكستى كه در حجاز به دست حضرت مهدى (ع) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمين نصيب او مى گردد، عقب نشينى مى كند وجهت روياروئى با پيشروى امام (ع) كه با سپاه خويش راهى دمشق و قدس مى باشد، به جمع آورى وبازسازى نيروهاى خود در داخل كشور شام مى پردازد . روايات اين نبرد را حماسه اى بزرگ دانسته كه از عكا تا صور و انطاكيه در ساحل دريا، ودر داخل منطقه، از دمشق تا طبريه و قدس امتداد مى يابد. در اين گير و دار خشم خداوند بر سفيانى و همدستان يهودى و رومى (غربى) وى فرود آمده و پس از شكستى سخت و كوبنده، سفيانى به اسارت در آمده و كشته مى شود، آنگاه حضرت مهدى (ع) به همراهى مسلمانان وارد قدس مى گردد. هم چنانكه روايات نهضت ديگرى را كه زمينه ساز حكومت آن حضرت بوده ودر يمن پديد مى آيد، ياد نموده و رهبر آن نهضت "يمنى" را ستوده ويارى نمودن وى را بر مسلمانها واجب مى شمارد: "در بين پرچمها هيچ پرچمى از درفش يمنى هدايت كننده تر نيست پس از خروج يمنى فروش سلاح به مردم حرام است وچون خروج كند به يارى او بشتاب زيرا كه درفش او درفش هدايت است. جايز نيست هيچ مسلمانى از آن سرپيچى نمايد كه اگر چنين كند اهل آتش خواهد بود، چرا ده يمنى مردم را به حق وراه راست فرا مى خواند." چنانكه روايات، از ورود نيروهاى يمنى به عراق جهت يارى ايرانيان در برابر نيروهاى سفيانى خبر مى دهد وظاهرا وى وسپاهيانش در يارى نمودن حضرت مهدى (ع) حجاز نقش مهمى را ايفاء مى كنند. هم چنين از نهضت مردى مصرى قبل از خروج يمانى وسفيانى سخن به ميان آورده و جنبشى ديگر را به فرمانده ارتش مصر، وحركتى را به قبطيان اطراف مصر نسبت مى دهد. آنگاه ورود نيروهاى غربى يا مغربى را به مصر ، وبه دنبال آن خروج سفيانى را در كشور شام خاطر نشان مى سازد. ونيز از روايات چنين بر مى آيد كه حضرت مهدى (ع) براى مصر موقعيت تبليغى خاصى در سطح جهان قرار مى دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانى خويش انتخاب مى فرمايد و سپس كيفيت ورود آن حضرت و يارانشان را به مصر بيان مى نمايد: " آنگاه آنان (مهدى (ع) ويارانشان) وارد مصر شده وحضرت بر فراز منبر آن قرار مى گيرد و با مردم سخن مى گويد. زمين بر اثر عدل و داد رونق ونشاط تازه اى به خود گرفته، و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد، درختان بارور شده و زمين گياهان خود را مى روياند و زينت بخش ساكنان خود مى گردد، حيوانات وحشى به گونه اى در آرامش و امنيت بسر مى برند كه همچنون حيوانات اهلى مى توانند در همه جا آسوده بچرند. دانش در دل مؤمنان آن چنان جايگزين مى شود كه هيچ مؤمنى از لحاظ علمى به برادر دينى اش نياز پيدا نمى كند. آن روز، مصداق اين آيه شريفه " يغنى الله كلا من سعته " [خداوند همگان را از غناى بى كران خويش توانگر مى سازد] آشكار مى گردد. " اما در مورد كشور اسلامى مغرب، بنا به گفته روايات، نيروهايى از آنجا وارد سرزمين شام و چه بسا مصر گرديده، و برخى از آنها داخل عراق مى شوند، و مأموريتهاى آنان همچون مأموريت نيروهاى بازدارنده عرب و يا بين المللى است كه به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود. اين نيروها در شام با نيروهاى ايرانى و زمينه سازان دولت حضرت مهدى (ع) روياروى شده و با يكديگر به زد و خورد مى پردازند. پس از آن به سوى اردن عقب نشينى نموده، و باقيمانده آنها بعد از خروج سفيانى عقب نشسته و يا به او مى پيوندند، و سپس به كمك دولت مصر كه با قيام مردم خود روبرو شده، و يا به يارى نيروهاى غربى كه اندكى قبل از خروج و حركت سفيانى در شام وارد سرزمين مصر شده اند مى شتابند.
روايت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع) خاطر نشان مى سازد كه يهوديان در آخر الزمان در روى زمين ايجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تكبر ورزى و خود بزرگ بينى مى گردند. آنگونه كه خداوند در قرآن آنان را وصف نموده، اين خوى برترى جوئى به دست پرچمدارانى كه از خراسان خروج مى نمايند نابود مى گردد. " چرا كه هيچ چيز نمى تواند آنان را از تصميم خود برگرداند تا آن كه درفش هاى خود را در قدس به اهتزاز در آورند . " و ايرانيان قومى هستند كه به زودى خداوند متعال آنان را عليه يهوديان بر خواهد انگيخت. "ما بندگان نيرومندى از خود را عليه شما بر مى شورانيم." روايات، هلاكت موعود يهوديان را كه در يك وهله و يا چندين وهله پيش از ظهور حضرت (ع) و بعد از آن اتفاق مى افتد مشخص ننموده، اما آخرين مرحله آن را وصف مى نمايد كه به دست تواناى حضرت مهدى (ع) و سپاهان وى كه بيشتر آنها ايرانى هستند به هلاكت مى رسند. واين رويداد به صورت كارزارى بزرگ است كه در آن عثمان سفيانى حاکم سرزمين شام در كنار يهوديان و روميها و در خط مقدم دفاعى آنان قرار دارد. بنا به نقل روايات، امام مهدى (ع) نسخه هاى اصلى تورات را از درون غارى در انطاكيه و كوهى در فلسطين و از درياچه طبريه بيرون آورده و با استناد به آن يهوديان را محكوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را براى آنان آشكار مى سازد. برخى از يهوديان كه بعد از نبرد آزادى قدس جان سالم بدر برده اند تسليم آن بزرگوار شده و كسانى كه تسليم نمى شوند از كشورهاى عربى اخراج مى گردند. آنطور كه از روايات استفاده مى شود، اندكى قبل از ظهور حضرت، جنگى جهانى بين روميان و تركان يعنى غربيها و روسيه رخ مى دهد كه سبب آغاز آن از ناحيه مشرق است و از پاره اى ديگر از روايات چنين بر مى آيد كه جنگ مزبور به صورت جنگهاى منطقه اى خواهد بود." در سال ظهور آن حضرت (ع) جنگهاى زيادى در روى زمين به وقوع مى پيوندند كه خسارتهاى آن متوجه آمريكا و اروپا مى گردد. "آتش جنگ در مغرب زمين همچنون شعله ور شدن آتش در هيزم بسيار بر افروخته مى گردد، بين مردم شرق و غرب و حتى مسلمانان ايجاد اختلاف مى شود، و مردم در اثر هراس و وحشتى كه دارند با رنج و گرفتارى سختى روبرو خواهند شد" هم چنين روايات خبر مى دهد كه زيانهاى جانى و تلفات اين جنگ بعلاوه بيمارى طاعون كه پيش از جنگ و پس از آن شيوع پيدا مى كند، به دو سوم ساكنان زمين مى رسد، و اين خسارتها به مسلمانان وارد نمى گردد مگر به صورت غير مستقيم. پاره اى از روايات ، اشاره دارد به اين كه اين نبرد در چند مرحله انجام مى پذيرد، و آخرين مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدى (ع) و آزاد سازى حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود.
كانون فرهنگي و مذهبي هيئت احباب الحسين (ع)
- دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
دی 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
مهر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384
آبان 1383
اردیبهشت 1381
Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | Email | Valid CSS3 |
Powered By Blogfa | Template: Nasimweb.ir



